رعد و برق
3 فروردین · · خواندن 2 دقیقه نشد این چند روز پست بفرستم. از بس که درگیر بودم
رسیدیم به سوم فروردین، و همین طور پیش بره ماه و سال رفته. کمی پیش اصفهان بارندگی خوبی داشت با صدای رعد و برق های خیلی شدید. به مامان میگم قشنگ مشخصه که هیچ چیز عادی نیست. مهمان ها یکشنبه عصر رسیدن. از قبل دو وعده غذا آماده کرده بودم. وقتی مطمئن شدیم راه افتادن سالاد و دسر آماده کردیم. تا لحظه آخر مامانم فکر می کرد معجزه میشه!😄😄. شب یکشنبه رفتن خونه مادربزرگم برای خواب. خیلی هم دلشون میخواست ما هم بریم که واضح گفتم نه!. چند تا حمله هم همون یکشنبه شب داشتیم که خوب ترسیده بودن بنده های خدا. البته تایمی هم که پیش هم بودیم چند بار صدا اومد ولی خیلی وحشتناک نبود. دیشب هم حمله داشتیم، زنگ زدیم مهمان ها حالشون خوب بود، اما ترسیده بودن. امروز صبح رفتن بیرون برای گردش!! منم سعی می کردم فکم!! را از وسط خونه جمع کنم. ظهر که برگشتن خیلی ناراحت بودن. اولش هر چی پرسیدیم چی شده؟ گفتن هیچی! خسته شدیم چیزی نیست. بعد کم کم گفتن که یکی از فامیل هاشون در خارک میخواد خارج بشه اما گفته خطرناکه و انگار امنیت مالی نیست. یعنی انگار در مسیر گروه هایی پول و طلا میگیرن از مردم. بعد حالا اینکه درسته یا غلطه به کنار. من و مامان بابا داشتیم در مورد خطر های بی برقی حرف میزدیم و اینکه مثلا در پیام های احتیاط نوشته شده بود چیزهایی که صدا بده پشت درها بذارید شب برای جلوگیری از ورود!!خلاصه که مهمان های ما حسابی حالشون گرفته شده بود. ناهار هم اصلا چیزی نخوردن. نظرشون این بود که اصفهان خلوت نیست و مغازه ها همه باز بودن. دوست مامانم هم میگفت تقریبا همه جا باز هست. واقعا همه جا باز هست؟؟؟
پ.ن: قرار بود تایم عصر ورزش کنم. یعنی فکر می کردم مهمان ها میرن بیرون. خونه خلوت میشه. الان میخوام برم تو حیاط ورزش کنم، یکم هوای تازه نفس بکشم
پ.ن: چند تا فیلم دیدم،موآنا ۲، فرمول یک و برای بار دوم من افسانه هستم.
پ.ن: حدود پنج فروردین هم انرژی شدن سترن و خورشید را داریم. سترن و خورشید به حکومت ها اشاره میکنند. خورشید در نشان ضعف هست در برج دوماهی. مرکوری هم که در کامنت ها اشاره کردم از حالت برگشتی خارج شد.
پ.ن: من دسترسی به نت دارم و می تونم ی بخشی از کارها را پیش ببرم. امیدوارم به زودی نت برای همه وصل بشه
پ.ن: استاد جان به گروه آزمایشگاه اعلام کرده در صورتی که به مقاله نیاز دارند در گروه بذارند و همکارانی که دسترسی به نت دارند مقاله را سرچ، دانلود کنند و برای بقیه بفرستند. من صبح ها زود که بیدار میشم پنج شش تا مقاله میذارم در گروه برای همکارا و دانشجوها. با تف!! داریم کار علمی می کنیم!