پنجشنبه انتهای اردیبهشت

پنجشنبه انتهای اردیبهشت

بهی ستوده بهی ستوده 31 اردیبهشت · بهی ستوده ·

آخی تازه نوشته بودم که آخر هفته گذشته را تعطیل کردم و استراحت!! دوباره پنجشنبه شد که!!چه هفته ای بود این هفته. فقط تمرکزم روی تمام شدن کارها بود. وسط کارهای یکی از پروژه ها، یکی از همکارا نتونست ادامه بده. تصادف کرد. خیلی خطرناک نبود شرایطش ولی خوب نبود و نیست چند روزه!! مشکل این بود که برای جلو رفتن به تاییدش در جلسه سه شنبه نیاز داشتیم. هیچی دیگه ادامه دادیم حالا یا میشه یا نمیشه!!

دوشنبه همگی بخیر

دوشنبه همگی بخیر

بهی ستوده بهی ستوده 28 اردیبهشت · بهی ستوده ·

اصفهانم هوا هم میشه گفت نسبت به هر سال این موقع خنک هست. این بادهای شدید جریانش چیه؟ کاش هوا همین طور خنک می موند. دیروز کل لباس هایی که اصفهان داشتم را شستم و بردم خشکشویی. اتو کشیده تحویل گرفتم و داخل کمد لباس گذاشتم. حالا تا چند وقت لباس سر کار تمیز دارم و خیالم راحته. 

سفر به جنوب

سفر به جنوب

بهی ستوده بهی ستوده 24 اردیبهشت · بهی ستوده ·

سلام به همگی. امیدوارم خوب باشید. این مدت که نبودم سفر چند روزه به جنوب داشتم و همونطور که در پست های قبل براتون نوشته بودم باید سفر کاری میرفتم چند شهر جنوب. بالاخره موفق شدم غول مرحله اول را بشکنم و برای اولین بار به چند شهر جنوب سفر کنم. باید فرصت کنم مفصل اینجا برای خودم بنویسم که کلی چیز برای یادگیری داشت این سفر

بالاخره رسیدیم

بالاخره رسیدیم

بهی ستوده بهی ستوده 8 اردیبهشت · بهی ستوده ·

ما رسیدیم تهران!! هورااااا.. دیشب نه من خوابیدم نه مامان بابا. مامانم نصف شب ساعت را اشتباه دیده بود اومد تو اتاق من میگه: برم زیر کتری را روشن کنم؟ گفتم: مامان سه نصف شب هست. میخوایم برگردیم خونه، نمیخوایم حمله شبانه کنیم که!!!🤣🤣🤣

در آستانه خارج شدن از جنگ زده بودن!

دوشنبه عصر همگی بخیر. کارم حدود پنج تمام شد و چنان سر درد بدی دارم که مجبور شدم چیزهای شور بخورم فشارم بیاد بالا. ارائه ای که پست های قبل نوشتم در موردش را این هفته آنجا دادم و کارهای این هفته از امروز عصر می افته در سرازیری.

چرخیدن بین کلی خاطره

چرخیدن بین کلی خاطره

بهی ستوده بهی ستوده 4 اردیبهشت · بهی ستوده ·

امروز جمعه، به خودم قول داده بودم از ساعت چهار به بعد به خودم استراحت بدم. این هفته خیلی زور زدم که کارها پیش بره و تقریبا بخش بزرگی از کارها پیش رفت‌. هنوز برای ارائه هفته بعد هیچ کاری نکردم و باید امروز عصر و شب می نشستم کار می کردم ولی بیخیالش شدم.