یعنی چی میشه؟
24 فروردین · · خواندن 2 دقیقه حجم کارم با قبل فرقی نداره. ولی هیچ کاری مثل قبل پیش نمیره
نت دارم ولی خوب هیچ کاری خوب پیش نمیره. یعنی باید بقیه هم نت داشته باشند که لازم نباشه جور هر کاری را خودم بکشم. معلوم نیست صلح میشه، جنگ میشه، نقض آتش بس میشه، آتش بس تمدید میشه. تمام این چند وقت نصف شب بیدار شدم خبر خوندم. فکر کنم این شش روز آتش بس مردم یکم. فقط یکم راحت خوابیدن
پ.ن: شنبه، یکشنبه و امروز به دنبال کار اداری بودیم. شنبه یکم جلو رفت ولی سیستم قطع بود. یکشنبه اصلا جلو نرفت و باز سیستم قطع بود. امروز جلو نرفت ولی سیستم لاکپشتی کار می کرد و تونستم از یک دفتر قضایی نوبت ثبت کنم.
پ.ن: وسط خرید ها و کارهای اداری دو بسته ذغال خریدم برای مبادا!! مامان به بابا گفت بهی ذغال خریده برای کباب!!این در حالی بود که من دقیق تو چشم مامان موقع خرید نگاه کردم و گفتم: برای شب!! مبادا میخرم!!
پ.ن: جاتون خالی قورمه سبزی پزیدم!!! دقت کردید من همیشه برای خانواده قیمه می پزم!! آخه مامان بابا و مخصوصا داداش عاشق قیمه هستند. قورمه سبزی نگو باقلوا!! قشنگ خودمو موقع درست کردنش خسته و له کردم! نون انداختم ته برنج و جاتون خالی عالی شد. دو تا کنسرو لوبیا چیتی به خورشت اضافه کردم. حسابی ناپرهیزی کردم. اگر کنسرو تند باشه با سس چیلی خورشت سه امتیاز اضافه هم می گرفت!! ی قابلمه دو نفره برنج و خورشت بردم برای همسایه. برنامه غذایی نوشتم. هر غذا را دو روز میخوریم. و فقط یک بار در هفته غذا خورشتی درست میکنم. روزهایی که پخت و پز ندارم بیشتر میرسم کار کنم.
پ.ن: سه تا فروشگاه بزرگ نزدیک خونه هست. البته که هر جا میری ی سری فروشگاه های زنجیره ای مثل قارچ سبز شدن. هر روز که رد میشم. جنس و جنس و جنس داره میره داخل. اصلا یک چیز خیلی عجیب!! البته با وجود کالا برگ فروشگاه ها خالی نیستند و میشه گفت قفسه ها تند تند خالی میشه.
پ.ن: دعوت شدیم مهمانی عصرانه خونه دوست مامان. شهر ما مهمانی عصرانه خیلی پررنگ انجام میشه. وقتی میری حتما چند مدل آش خونگی و غذاهای سبک روی میز هست. نمیدونم مثل قبل هنوز بزن و برقص و شادی هم هست یا نه! منظورم از پررنگ یعنی مهم بودن و همیشگی بودن هست. اینکه هیج وقت اینجور دورهمی ها کنسل نشده.