مهمان مامان
24 اسفند · · خواندن 1 دقیقه براتون قبلا گفته بودم که ما عید قرار بود مهمان راه دور داشته باشیم
با شروع جنگ و احتمال قطع شدن برق، ما خرید فریزر و یخچالی به اون صورت انجام ندادیم. یعنی اگر جنگ نمی شد به دلیل حضور مهمان ها باید حتما خرید می کردیم. ولی نکردیم. این وسط نه مهمان ها کنسل کردن و نه حرفی از نیامدن زدن!!تا امروز که من به مامان بابا گفتم زنگ بزنن و مهمانی را مشخص کنن. البته که منظورم کنسل شدن قطعی مهمانی بود. زنگ نزدن، گفتن کنسل شده!! منم که تا دلتون بخواد از این اخلاق مامان بابام چپ و راست شدم در زندگی، گوشی را برداشتم و زنگ زدم به یکی از خانواده ها که با هم راحت تر هستیم، سلام و احوالپرسی و بعد ایشان ابراز خوشحالی از دیدار آینده نزدیک. یعنی نه تنها کنسل نکرده بودن، بلکه مشتاق اومدن بودن. پرسیدن اوضاع اصفهان چطوره؟ گفتم خیلی خطرناکه. گفتن که خبر ها را شنیدن و ....یعنی این وسط دیگه چیزی نمی شد بگم. البته اگر نظر منو بخواهید با آمدن مهمان یکم اوضاع روحی مامانم بهتر میشه. نهایت همه با هم فرو می رویم در زمین!!گوشی را که قطع کردم مامان بابام هنگ کرده بودن. گفتم اشکال نداره برای خرید های یخچال و فریزر زنگ میزنم سفارش میدم. مامانم میگفت: می گفتی نیاین خطرناکه اصفهان!!!خلاصه که مهمان های ما سفت و سخت میخوان تشریف بیارن. حالا وسط این اوضاع مشکل دیگری هم هست و اون اینکه ما خودمون الان تو اتاق ها نمی خوابیم، مهمان ها بیان کجا میخوان بخوابن!!بهشون بگیم تشریف ببرید تو اتاق ها بخوابید؟ وسط هال خانواده خوابیده؟طبقه بالای خونه مادربزرگم خالیه، می تونن برای خواب برن اونجا. الان زنگ بزنیم به مادر بزرگم بگیم مهمان داره میاد، فشارش میره بالا:)))میگه عجب آدم های بی فکری:)))